گروه نمایشی صریر

از وزیران مشرق و مغرب... بصریر قلم گرفت سریر

آشنایی با ترکیب بندی (کمپوزیسیون)

آشنایی با ترکیب بندی (کمپوزیسیون)


ترکیب بندی تصویری، موقعیت و اجزاء نسبت به یکدیگر
اگر بخواهید از کسی عکس بیاندازید، چهره او را در کجای کادر قرار می دهید، وسط، کنار یا قسمتی از صورت او را از کارد خارج می کنید؟ جواب این سوال بستگی به این دارد که آن عکس قرار است برای یک کار رسمی استفاده شود، یا نه می خواهید با کسی که از او عکس انداخته اید شوخی کنید. به یک معنا موقعیت چهره یک فرد در کادر یک عکس بستگی به هدف و پیامی دارد که آن تصویر قرار است منتقل کند.

این مقدمه اهمیت موضوع ترکیب بندی را در زبان تصویری نشان می دهد. شاید بتوان ترکیب بندی را نحوه قرار گرفتن اجزاء مختلف تصویری درون چارچوب (کادر) تصویر تعریف کرد. به این ترتیب در ترکیب بندی اولا کادر تصویر اهمیت زیادی دارد؛ به این معنا که چارچوب تصویر را مستطیل افقی یا عمودی، مربع یا حتی دایره انتخاب کنیم، در انتقال مفهوم تاثیر زیادی می گذارد (شاید موافق باشید که انتخاب مستطیل افقی، به جای مستطیل عمودی برای کادر عکس های معمولی ۳x۴ مناسب نیست). دوم اینکه براساس هدفی که تصویر دارد و پیامی که قرار است برساند، مکان و اندازه مناسب برای هر یک از اجزاء تصویر معنا پیدا می کند. مثلا برای یک عکس پرسنلی که برای مدارک رسمی استفاده می شود، گردی صورت باید کاملا در مرکز تصویر قرار بگیرد و بیشتر سطح تصویر را بپوشاند.

بگذارید برای بیان بهتر مفهوم ترکیب بندی تمرینی ساده انجام دهیم. یک صفحه کاغذ سفید کوچک را بردارید و دورنمای یک منظره طبیعی و آسمانی صاف را تصور کنید. حالا یک دایره سیاه کوچک روی کاغذ بکشید. این دایره چه چیزی است و کجا را برای ترسیم دایره انتخاب کرده اید، وسط، کنار، بالا یا پایین؟ به فرض اگر دایره شما مثلا یک بالون در حال پرواز است، جایی بالای صفحه سمت راست یا چپ مکان مناسبی برای ترسیم آن خواهد بود. حالا دایره دومی را در صفحه بکشید (ممکن است آن را کمی بزرگ تر یا کوچک تر بکشید). جای مناسب برای رسم این دایره کاملا بستگی به محل نقطه اول دارد. همینطور اگر دایره بعدی را به تصویر اضافه کنید، هر بار محل مناسب را در ارتباط با بقیه دوایر و براساس تصویری (یا مفهومی) که در ذهن دارید پیدا خواهید کرد. در نهایت به تصویری که ترسیم کرده اید نگاه کنید. آیا مجموعه دایره ها ترکیب بندی مناسبی را ایجاد کرده و مفهوم مورد نظرتان را (مثلا تعدادی بالون در حال پرواز) می رساند؟

 

مفهوم تعادل و تقارن در تصویر
اما یک ترکیب بندی مناسب را چگونه می توان ایجاد کرد؟

تعادل مهمترین مفهومی است که انتظار می رود در اغلب تصاویر ایجاد شود. نیاز به تعادل مهمترین عامل فیزیکی و فیزیولوژیکی موثر بر حواس بشر است. انسان آگاه یا ناخودآگاه در ارزیابی بصری خود بیش از هر عاملی به وجود تعادل و توازن توجه می کند و معیار این حالت برای او وضعیت طبیعی بدن است. جالب آنکه هر فرد با حسی غریزی و ناخودآگاه، بدون آنکه بخواهد محاسبه ای انجام دهد، قادر است مرکز ثقل تصویری را که می بیند پیدا کند و وضعیت آن را نسبت به چارچوب تصویر بسنجد. به طور کلی هر چه مرکز ثقل تصویر به محور میانی (تا حدودی به سمت پایین) نزدیک تر باشد، تصویر پایدارتر به نظر خواهد رسید.

در عمل برای سنجش میزان تعادل یک تصویر، همانگونه که در تصاویر نشان داده شده، افراد در ذهن خود یک محور عمودی (بر وسط تصویر) بر روی یک پایه افقی ترسیم می کنند. (تصویر زیر). این محورها با آنکه به طور محسوس وجود ندارند اما درحقیقت یک عامل ثابت ناخودآگاه هستند.

مرکز ثقل یک تصویر چیست؟
اجزایی که درون یک تصویر قرار دارند، هر کدام دارای نیروی کششی هستند و نگاه بیننده را به خود جلب می کنند. این نیروی کششی را می توان اصطلاحا وزن عنصر نامید. مرکز ثقل یک تصویر حدودا نقطه ای است که برآیند وزن کلی تصویر قرار می گیرد. لازم به ذکر است که هر چه اندازه یک عنصر بزرگ تر باشد وزن آن در تصویر بیشتر است. وزن عنصر همچنین بستگی به شکل و تراکم و رنگ آنها هم دارد. اشکال بسته و هندسی وزن بیشتری دارد. همینطور اشکال تو پُر نسبت به اشکال توخالی و اشکالی با رنگ های گرم (مانند زرد و قرمز) نسبت به اشکالی با رنگ های سرد (مانند آبی) وزن بیشتری دارند.

به عبارتی هر فرد با دیدن یک تصویر، پس از درک اضلاع و لبه های آن (چارچوب تصویر) متوجه مرکز می شود و محور عمودی میان تصویر را در ذهنش تصویر می کند. به این ترتیب می توان حدس زد اجزائی که در مرکز تصویر و سپس محورهای اصلی آن قرار گرفته اند اهمیت بیشتری پیدا می کنند و یا بیشتر دیده می شوند. به عنوان مثال اگر ۹ تابلوی اعلان هم اندازه کنار هم در سه ردیف و سه ستون نصب شده باشند، معمولا بیننده ابتدا به تابلوی میانی و سپس به سه تابلوی محور عمودی (عمدتا تابلوی پایینی) توجه می کند.

اگر تصویر از اشکال هندسی تشکیل شده باشد، ذهن به راحتی با ترسیم محور عمودی و پایه افقی آن می تواند به آسانی تعادل آن را درک کند. اما در مواجه با اشکال نامنظم پیدا کردن تعادل یا عدم تعادل آن کمی پیچیده تر است. تعادل اشکال ساده و منظم معمولا بسیار راحت تر از اشکالی با اجزاء متفاوت و متنوع است. (تصویر زیر). هر چه شکل پیچیده تر و اجزاء آن بیشتر باشد، گرچه ممکن است دارای تعادل نسبی باشد، اما این حس را کمتر به بیننده منتقل می کند.

اگر شکلی دچار عدم تعادل گردد، به نوعی ذهن ببینده را با خود درگیر می کند. ناخودآگاه ذهن عادت دارد همه چیز را به حالت تعادل برگرداند، بنابراین در مواجه با یک تصویر نامتعادل تحت فشار قرار می گیرد تا حالت متعادل شده آن را در ذهن تصور کند. به عنوان مثالی ساده، قرار دادن نقطه ای (یا هر پیام دیگری) در مرکز تصویر کاملاً مطابق با انتظار بیننده است (به تصویر زیر دقت کنید). بنابراین درک این تصویر متعادل برای او بسیار ساده است و مستقیما بر آن متمرکز می کند. اما خارج کردن این نقطه از مرکز و محور عمودی و حتی افقی، باعث می شود این نقطه بیشتر جلب نظر کند و عدم تعادل شکل، بیننده را ناخودآگاه درگیر ایجاد تعادلی نسبی در ذهن خود می کند.

شاید بشود چنین نتیجه گیری کرد که با کمی از تعادل خارج کردن تصویر (نه تا آن مقدار که تصویر دچار آشفتگی گردد)، می توان بیشتر بیننده را درگیر و توجه او را جلب کرد. برای مثال به جای اینکه چهره شخصی را بر محور عمودی یک عکس (در یک کادر مستطیل افقی) قرار داد، آن را حدود یک سوم به سمت راست یا چپ جا به جا کرد. به این ترتیب به اصطلاح یک عدم تعادل خوشایند بوجود می آید.

در ترکیب بندی و ایجاد تعادل باید به این نکته توجه داشت که ارزش بالا و پایین و چپ و راست تصویر با هم متفاوت است. همانطور که گفته شد پایین تصویر در ایجاد تعادل موثرتر است. همچنین سمت راست تصویر (برای ملت هایی که از راست به چپ می نویسند) از اهمیت بیشتری برخوردار است.

در اینجا باید به این نکته توجه داشت که وجود عدم تعادل در یک شکل به خاطر رساندن معنایی خاص می تواند به کار گرفته شود. به عنوان مثال اگر در تصویری قرار است بر حس سرعت (در مسابقات ماشین سواری) تاکید شود، باید عمدا تعادل تصویر به یک سو جهت داده شود. یا در بعضی از تصاویر جهت ایجاد حسی از طنز، تعادل تصویر واژگون و منحرف می شود.

یکی از ساده ترین روش ها برای ایجاد تعادل به وجود آوردن تقارن است. تقارن به این معناست که هر جزعی که در یک طرف تصویر قرار دارد، عینا در طرف دیگر تکرار شود. تعادل در این تصاویر از طریق محور مرکزی بوجود می آید. اجرای قرینه سازی گرچه بسیار ساده است اما تاثیری قوی که از وجود نظم است، ایجاد می کند. در هنرهای سنتی اغلب ملل، تقارن سازی یکی از مهمترین اصول است. باید توجه داشت گرچه تقارن روش مفیدی در جهت ایجاد تعادل است، اما باید به جا و با هدف خاص به کار گرفته شود.

 

تناسبات طلایی
همانطور که اشاره شد چارچوب یا کادر تصویر عامل مهمی در ترکیب بندی آن به شمار می رود. چارچوب تصویر ممکن است به شکل های متفاوت و گوناگون، ابعاد و اندازه و تناسب های مختلف وجود داشته باشد. رایج ترین شکل و تناسبی که برای کادرها به کار برده می شود مستطیلی مشهور به «مستطیل طلایی» است. نسبت طلایی در واقع توسط یونانیان در ساخت بناهای معماری و معابد به کار گرفته شد.

برای ترسیم مستطیلی به ابعاد طلایی کافی است ابتدا مربعی را رسم کرده و سپس آن را با خطی عمودی به دو قسمت تقسیم کنیم (همان محور تعادل). سپس کمانی به شعاع قطر مستطیل کوچک ترسیم می کنیم تا امتداد ضلع افقی مربع را قطع نماید (مطابق شکل). ابعاد مستطیل حاصل شده دارای تناسباتی است که به آن تناسب طلایی گفته می شود. در واقع براساس تجربه یونانیان باستان این تناسب طول و عرض شکیل تر از بقیه تناسبات است و دارای زیبایی خاصی است.

اگر توجه کنیم، به راحتی متوجه می شویم که ابعاد چارچوب بسیاری از پدیده های مرتبط با تصاویر، مانند قاب تلویزیون و مانیتور، کاغذهای معمولی A4، بسیاری از بیلبوردهای خیابانی، دارای تناسب طلایی هستند. استفاده از تناسب طلایی فقط مربوط به کارد تصاویر نیست، بلکه در اجزاء تصاویر نیز می توان از آن استفاده کرد. این تناسب امروزه کاربرد گسترهایی در زبان تصویر دارد.


تمرین ۱: تصویری را به ابعاد حدودی A4 انتخاب کنید (مثلا یک پرتره). یک کاغذ شفاف روی این تصویر قرار دهید، به گونه ای که تصویر زیر قابل رویت باشد. حال سعی کنید عناصر اصلی آن را (ابتدا نقاط، سپس خطوط و بعد اشکال) تشخیص داده و جدا کنید. آیا می توانید عنصری را حذف یا عنصر جدیدی به تصویر اضافه کنید؟

تمرین ۲: روی کاغذی سفید کادری را به دلخواه خود ترسیم کنید. سپس چهار نقطه را درون کادر قرار دهید، به گونه ای که کلیت تصویر در حالت تعادل قرار بگیرد. سپس شش نقطه دیگر، با اندازه هایی متفاوت را به این مجموعه اضافه کنید به گونه ای که درنهایت تعادل کلی همچنان حفظ شود.

منبع : درسنامه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 12:0  توسط مهدی پویان مهر  |